تبلیغات
.:.حرف دل.:. - جعبه های سیاه و طلایی..
یکشنبه 15 فروردین 1389

جعبه های سیاه و طلایی..

   نوشته شده توسط: امیر    نوع مطلب :داستان ادبی ،

در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر.

از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم.دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد.سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم:در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟خدا با لبخندی دلنشین گفت:ای بنده من!همه آنها نزد من٬ اینجا هستند.

پرسیدم پروردگارا!چرا این جعبه ها را به من دادی؟چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟گفت:ای بنده من!جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هایت را دور بریزی...


پدیده
پنجشنبه 17 فروردین 1391 01:22 ب.ظ
بسیار زیبا بود درشگفتم که چگونه این داستانک را نوشتید
پدیده
پنجشنبه 17 فروردین 1391 12:26 ب.ظ
بسیار زیبا بود درشگفتم که چگونه این را نوشتید
ahmad
شنبه 14 اسفند 1389 09:59 ق.ظ
خیلی قشنگ
مصطفی
یکشنبه 29 فروردین 1389 02:28 ق.ظ
سلام
آقا وبلاگت محشره
کمتر کسی ارزش این متن ها رو میدونه
ولی من عاشقشم
موفق باشی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.